شعر عارفانه،شعر کوتاه عاشقانه،شعر نو کوتاه احساسی،شعر نو کوتاه فلسفی،شعر کوتاه عاشقانه جدید،شعر کوتاه دلتنگی،شعرهای عاشقانه زیبا،شعر کوتاه زیبا

۳۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اشعار عاشقانه» ثبت شده است

گلچین اشعار برتولت برشت

گلچین اشعار برتولت برشت

شاعر و نمایشنامه نویس آلمانی

 من در روزگاری تیره زندگی میکنم
در روزگاری که سخن گفتن ساده،نشان بیخردی است
و پیشانی بی چین،نشان بی تفاوتی
آری،آنکه می خندد خبر فاجعه را دریافت نکرده است... برتولت برشت

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

می گویند:زمانی که داری، بخور، بنوش و شادباش.
اما چگونه می توانم بخورم و بیاشامم
هنگامی که می دانم
آن چه را که خوردنی است
از دست گرسنه ای ربوده ام
و تشنه ای به لیوان آب من محتاج است برتولت برشت

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

پسرم می پرسد :
چرا باید ریاضی بخوانم ؟
دلم می خواهد بگویم لازم نیست
بی خواندن هم خواهی دانست دو تکه نان
بیش از یک تکه است.... برتولت برشت

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

آقای نخست وزیر مشروب نمی خورد
آقای نخست وزیر دود نمی کشد
آقای نخست وزیر در خانه ای حقیر اقامت دارد  
ولی بیچارگان حتی خانه ی حقیری هم ندارند .

کاش گفته می شد :
آقای نخست وزیر مست است
آقای نخست وزیر دودی است
اما حتی یک فقیر میان مردم نیست. برتولت برشت

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

تو میگویی: مدت دراز امیدوار بودم.دیگر نمی توانم 
امیدوار باشم

به چه دل بسته ای؟
به اینکه جنگ،آسان است؟
این سخن مقبول نیست
روزگار ما از آنچه می انگاشتی بدتر است
روزگار ما چنین است:
اگر ما کاری را مردانه انجام ندهیم معدومیم.
اگر نتوانیم کاری کنیم که هیچ کس از ما انتظار ندارد
از دست رفته ایم
دشمنان منتظرند  
تا خسته شویم
هنگامی که نبرد در شدیدترین مرحله است
و جنگجویان در خسته ترین حال
جنگجویانی که خسته ترند
شکست خوردگان صحنه ی نبردند برتولت برشت

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان  

در کتابهای کهن آمده است که فرزانه کیست
آنکه خود را از کشمکشهای جهان دور نگاه می دارد
عمر کوتاه را بدون بیم به سر می آورد
از زور بهره نمی جوید
بدی را با نیکی پاسخ می دهد
و آرزوهایش را فراموش می کند
اما اینهمه را من نمی توانم
به راستی که در روزگاری تیره زندگی می کنم... برتولت برشت

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

زور، می گوید: آنچه هست این گونه خواهد ماند
هر صدائی جز صدای حاکمان خاموش!...  
لیک بسیاری به خیل بردگان، نومید، می گویند:
آنچه می خواهیم ما هرگز نمی آید...
هان و هان تا زندگی باقی است واژۀ هرگز نباید گفت
آنچه محکم بود دیگر نیست 
آنچه هست اکنون، این چنین دیگر نخواهد ماند.
حاکمان آنگه که حرف خویش بس کردند
حرف ِ محکومان شود آغاز. 
پس، که را یارای آن باشد که «هرگز» بر زبان آرد؟
دیرپائی ستمکاران، متکی بر کیست؟ 
بی گمان بر ما.
محو استیلای جباران، متکی بر کیست؟
همچنان برما. 
ای فرو افتاده، برپا خیز!
ای سپر انداخته، بستیز! 
کیست بتواند ببندد راه بر آن کس که از وضع خود آگاه است؟
پس، تودۀ مغلوب امروزین، فاتح فردا ست
وان زمان، «هرگز»، بی گمان «امروز» خواهد شد. برتولت برشت

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

ای دوست ، از پرسیدن شرم مکن!
مگذار که با زور ، مجبور به پذیرفتن شوی.
خود به دنبال اش بگرد!
آن چه را که خود نیاموخته یی، انگار کن که نمی‌دانی...  برتولت برشت

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

با مردم، مهربانم
به سنت ایشان، کلاهی اطو شده بر سر می‌گذارم
می‌گویم:آنها جانوران بسیار گندی هستند
و می‌گویم:مهم نیست. من خود نیز چنینم... برتولت برشت

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

تنگ غروب،مردان را گرد خود می‌آورم
ما یکدیگر را "نجیب‌زاده" می‌نامیم
آنها پاهایشان را روی میز من دراز می‌کنند
و می‌گویند:"وضع ما بهتر خواهد شد."و من
نمی‌پرسم:کی؟ برتولت برشت

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

صورت حسابت را خودت جمع بزن
این تویی که باید بپردازی اش
روی هر رقمی انگشت بگذار
و بپرس: این برای چیست؟  برتولت برشت

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

به همه آن چیزها که حس می کنی
به همه آن چیزها که احساسشان می کنی کمترین اهمیتی نده
گفته است بدون تو نمی تواند زندگی کند تو اما بیاندیش که در دیدار دوباره
تو را به جا خواهد آورد؟!...
لطفی در حقم کن و خیلی زیاد دوستم نداشته باش
از آخرین باری که دوستم داشتند به بعد حتی کمترین محبتی ندیدم برتولت برشت

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

برایم بنویس، چه تنت هست؟ لباست گرم است؟
برایم بنویس، چطوری میخوابی؟ جایت نرم است؟
برایم بنویس، چه شکلی شده ای؟ هنوز مثل آن وقت ها هستی؟
برایم بنویس، چه کم داری؟ بازوان مرا؟
برایم بنویس، حالت چطور است؟ خوش می گذرد؟
برایم بنویس، آن ها چه می کنند؟ دلیریت پا برجاست؟
برایم بنویس، چه کار میکنی؟ کارت خوب است؟
برایم بنویس، به چه فکر می کنی؟ به من؟
مسلماً فقط من از تو می پرسم!
و جواب ها را می شنوم که از دهان و دستت می افتند
اگر خسته باشی، نمی توانم
باری از دوشت بردارم.
اگر گرسنه باشی، چیزی ندارم که بخوری.
و بدین سان گویا از جهان دیگری هستم
چنان که انگار فراموشت کرده ام. برتولت برشت

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

در حالی که ما نیز آگاهیم
حتی نفرت از فرودستان هم
چهره را زشت میکند
حتی خشم از ستم نیز
صدا را خشن می سازد
نتوانستیم خود،انسان باشیم... برتولت برشت

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

گلچبن اشعار بابا طاهر عریان همدانی

گلچبن اشعار بابا طاهر عریان همدانی

دلا خوبـــان دل خونیــــن پســـندند
دلا خون شو که خوبان این پسندند  
متاع کفر و دین بی‌مشتری نیست
گروهــــی آن گروهی این پســـندند بابا طاهر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

عـــــزیــزان مـــوســـم جوش بهــاره
چمن پر سبزه صحرا لاله زاره  
دمی فرصت غنیمت دان درین فصل
که دنیـــــای دنی بی اعتباره  بابا طاهر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

جدا از رویت ای ماه دل افروز
نه روز از شو شناسم نه شو از روز  
وصــالت گر مـرا گردد میســر
هـــمه روزم شـــود چون عید نوروز  بابا طاهر

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

یــکی درد و یــکی درمان پســـندد
یک وصل و یکی هجران پسندد  
من از درمان و درد و وصل و هجران
پســندم آنچه را جانان پسـندد  بابا طاهر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

هر آنکس مال و جاهش بیشتر بی
دلــش از درد دنــیا ریشــــتر بی  
اگر بر سر نهی چون خســروان تاج
به شیرین جانت آخر نیشتر بی بابا طاهر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان
 
هر آنکس عاشق است از جان نترسد
یقیــــن از بند و از زنـــدان نترســـد 
دل عـــاشـــــق بــود گــــرگ گرســـنـه
که گرگ از هی هی چوپان نترسد بابا طاهر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

درخت غم بجانم کرده ریشه
بدرگــــــاه خدا نالــــم همـیـشــــه  
رفیـــقان قدر یکدیــــگر بدانید
اجل سنگست و آدم مثل شیشه بابا طاهر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
مطیع نفس و شیطانی چه حاصل  
بــود قدر تو افـــزون از مــلایـــک
تو قــدر خـود نمیـــدانی چه حاصل  بابا طاهر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

خوشــا آندل کــه از خود بیخبر بــی
ندونه در ســـفر یا در حضر بی  
بکوه و دشت و صحرا همچو مجنون
پی لیلی دوان با چشم تر بی بابا طاهر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

دلا راهت پر از خار و خسک بی
گــذرگــاه تـو بـــر اوج فـلـــــک بــی  
شـــب تــار و بیـــابان دور منــزل
خوشا آنکس که بارش کمترک بی بابا طاهر


 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان
خدایی که مکانش لامکان بی
صفابخــش جمــال گلــرخـان بی  
پدید آرنده‌ی روز و شب و خلق
که بر هر بنده او روزی رسان بی  بابا طاهر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

عزیزا کاسه‌ی چشمم ســرایت
میان هردو چشمم جای پایت  
از آن ترسم که غافل پا نهی تو 
نشــنید خـــار مژگــانـم بپایت بابا طاهر

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

به صحرا بنگرم صــحرا ته وینم
به دریا بنگرم دریا ته وینم  
بهر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان روی زیبای ته وینم  بابا طاهر

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

مرا نه سر نه ســــامان آفریدن
پریشانم پریشــان آفریدند  
پریشان خاطران رفتند در خاک
مرا از خاک ایشان آفریدند  بابا طاهر

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

بیا تا دست ازین عالم بداریم
بیا تا پای دل از گل برآریم  
بیا تا بردباری پیشـــه سازیم
بیا تا تخم نیکوئی بکاریم  بابا طاهر

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

مکن کاری که پا بر ســـنگت آیو
جهان با این فراخـی تنگت آیو  
چو فردا نامه خوانان نامه خونند
تو وینی نامه‌ی خود ننگت آیو  بابا طاهر

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

زدســـت دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد  
بسازم خنجری نیشش ز فولاد
زنــم بر دیــده تا دل گــــردد آزاد بابا طاهر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

خوشا آنانکه الله یارشان بی
بحمد و قل هو الله کارشان بی  
خوشا آنانکــه دایم در نمازند
بهشت جاودان بازارشـــان بی  بابا طاهر


گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 
خوشــا آنانکه تن از جان نداننــد
تن و جانی بجز جانان ندانند  
بدردش خو گرند سالان و ماهان
بدرد خویشــتن درمان ندانند  بابا طاهر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ
اگر خود پادشاهی عاقبت هیچ  
اگر ملک سلیمانت ببخشند
در آخر خاک راهی عاقبت هیچ  بابا طاهر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

به قبرستان گذر کردم کم وبیش
بدیدم قبر دولتـــمند و درویــش  
نه درویش بیکفن در خــاک رفته
نه دولتمند برده یک کفن بیش بابا طاهر

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

گلچین اشعار ایرج جنتی عطایی

گلچین اشعار ایرج جنتی عطایی

تو نمی دانی
چگونه خدا را
تیرباران می کنند
تا شیطان ها را بترسانند .
چگونه گل ها را گردن می زنند
و کبوتران را داغ .
چگونه خونِ نفت
در رگِ جوی هایِ طمع
دَلَمه می بندد .
چگونه درختان دار می شوند
و دست ها تازیانه .
و ایران چگونه
- تکه تکه می شود
زیرِ ساطورِ وحشت ... ایرج جنتی عطائی

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

تو اگر میداستی
که چه زخمی دارد
که چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی
آه ای مرد چرا تنهائی

 ایرج جنتی عطائی

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

شب آشیان شبزده
چکاوک شکسته پر
رسیده ام به ناکجا
مرا به خانه ام ببر
کسی به یاد عشق نیست
کسی به فکر ما شدن
از آن تبار خود شکن
تو مانده ای و بغض من
از این چراغ مردگی
از این بر آب سوختن
از این پرنده کشتن و
از این قفس فروختن
چگونه گریه سر کنم
که یار غمگسار نیست
مرا به خانه ام ببر
که شهر ، شهر یار نیست ایرج جنتی عطائی

 

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

بگذار سربازان
بچه ها را
تیرباران کنند 
که هر فرمانِ “آتش”
اعتراف به
حضورِ ظلمت است ... ایرج جنتی عطائی 

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

برای من که در بندم 
چه اندوه آوری ای تن 
فراز وحشت داری 
فرود خنجری ای تن 
غم آزادگی دارم 
به تن دلبستگی تا کی ؟
به من بخشیده دلتنگی 
شکستن های پی در پی 
در این غوغای مردم کش 
در این شهر به خون خفتن 
خوشا در چنگ شب مردن 
ولی از مرگ شب گفتن 
چرا تن زنده و عاشق 
کنار مرگ فرسودن 
چرا دلتنگ آزادی 
گرفتار قفس بودن 
قفس بشکن که بیزارم 
از آب و دانه در زندان 
خوشا پرواز ما حتی 
به باغ خشک بی باران... ایرج جنتی عطائی

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

با توام ، با تو که دستت 
دست دنیا ساز رنجه 
با توام با تو که بغضت 
معنی آواز رنجه 
اگه یخ باد ستمگر
پی قتل عام برگه 
اگه این باغ برهنه 
باغ تاراج تگرگه 
اگه بی پناهی گل 
رنگ بی پناهی ماست 
دستتو بذار تو دستم وقت پیوند درختاست 
رو تن سخت درختا 
بنویس و دوباره بنویس
که شکست یک شقایق 
مرگ باغ ، مرگ بهار نیست ایرج جنتی عطائی

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

شعر من از عذاب تو ، گزند تازیانه شد 
ضجه ی مغرور تنم ، ترنم ترانه شد 
حماسه ی زوال من ، در شب تلخ گم شدن 
ضیافت خواب تو را ، قصه ی عاشقانه شد 
برای رند در به در ، این من عاشق سفر 
وای که بی کرانی حصار تو کرانه شد... ایرج جنتی عطائی

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

ضیافت های عاشق را 
خوشا بخشش ، خوشا ایثار 
خوشا پیدا شدن در عشق 
برای گم شدن در یار 
چه دریایی میان ماست 
خوشا دیدار ما در خواب 
چه امیدی به این ساحل 
خوشا فریاد زیر آب 
خوشا عشق و 
خوشا خون جگر خوردن 
خوشا مردن 
خوشا از عاشقی مردن 
اگر خوابم اگر بیدار 
اگر مستم اگر هوشیار 
مرا یارای بودن نیست 
تو یاری کن مرا ای یار 
تو ای خاتون خواب من 
من تن خسته را دریاب... ایرج جنتی عطائی

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

به خاطر آور ، که آن شب به برم 
گفتی که : بی تو ، ز دنیا بگذرم 
کنون جدایی نشسته بین ما 
پیوند یاری ، شکسته بین ما 
گریه می کنم 
با خیال تو 
به نیمه شب ها 
رفته ای و من 
بی تو مانده ام 
غمگین و تنها 
بی تو خسته ام 
دل شکسته ام 
اسیر دردم
از کنار من 
می روی ولی 
بگو چه کردم 
رفته ای و من آرزوی کس 
به سر ندارم 
قصه ی وفا با دلم مگو 
باور ندارم ایرج جنتی عطائی

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

تو کدوم کوهی که خورشید 
از تو چشم تو می تابه 
چشمه چشمه ابر ایثار 
روی سینه ی تو خوابه 
تو کدوم خلیج سبزی
که عمیق ، اما زلاله 
مثل اینه پاک و روشن 
مهربون مثل خیاله 
کاش از اول می دونستم 
که تو صندوقچه ی قلبت 
مرهمی داری برای 
زخم این همیشه خسته 
کاش از اول می دونستم 
که تو دستای نجیبت 
کلیدی داری برای 
درای همیشه بسته 
تو به قصه ها می مونی 
ساده اما حیرت آور 
شوق تکرار تو دارم 
وقتی می رسم به آخر ... ایرج جنتی عطائی

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

برای خواب معصومانه ی عشق
کمک کن بستری از گل بسازیم
برای کوچ شب هنگام وحشت
کمک کن با تن هم پل بسازیم
کمک کن سایه بونی از ترانه
برای خواب ابریشم بسازیم
کمک کن با کلام عاشقانه
برای زخم شب مرهم بسازیم
بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
میون سفره ی شب تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن... ایرج جنتی عطائی

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

تو فکر یک سقفم 
یک سقف بی روزن 
یک سقف پا برجا 
محکم تر از آهن 
سقفی که تن پوش هراس ما باشه 
تو سردی شبها لباس ما باشه 
سقفی اندازه ی قلب من و تو 
واسه لمس تپش دلواپسی 
برای شرم لطیف اینه ها 
واسه پیچیدن بوی اطلسی
زیر این سقف با تو از گل 
از شب و ستاره می گم 
از تو و از خواستن تو 
میگم و دوباره می گم 
زندگیمو زیر این سقف 
با تو اندازه می گیرم 
گم می شم تو معنی تو 
معنی تازه می گیرم ... ایرج جنتی عطائی

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته
نبودنت فاجعه ، بودنت امنیته 
تو از کدوم سرزمین ، تو از کدوم هوایی
که از قبیله ی من ، یه آسمون جدایی 
اهل هر جا که باشی 
قاصد شکفتنی ... ایرج جنتی عطائی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

گلچین اشعار انوری

تا دل مسکین من در کار تست 
آرزوی جـــــان مـــن دیــــدار تسـت 
جــان و دل در کـــار تــــــو کـــردم فـــدا 
کــــار مـن ایـــن بــود دیگـــر کــــار تست 
با تـــو نتـــوان کــــرد دســـــت انــدر کمــر 
هـــرچه خــواهی کـن که دولت یار تست 
دل تــــــرا  دادم  وگــــر  جـــان  بایـــدت 
هـــم فـــدای لعـــل شکـــربار تســت 
شایدم گر جان و دل از دست رفت 
ایمنـم دادی که در زنهار تست
انوری

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

ای دیــــر بــدست آمـــده بــس زود بـرفتی
آتــش زدی انــدر مــن و چون دود برفتی
چـــون آرزوی تنگـــدلان دیـــر رسیــدی
چــون دوستی سنگــدلان زود برفتی
زان پیش که در باغ وصال تو دل من
از داغ فــراق تـــو بـــر آســود برفتی
ناگــشته من از بند تــو آزاد بجستی
نا کـــرده مــرا وصل تــو خشنود برفتی
آهنگ بـــه جان مـــن دلسوخته کــردی
چــون در دل مــن عشق بیفــزود برفتــی 
انوری

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

ای  بــــرادر  عشــــق  ســــودایی خوشســـت
دوزخ انــــدر  عاشقـــی جایـــی خـــوشســـت
در  بیـــــابـــــان   رهــــــروان   عشـــــــق  را
زاب چشـــم خویـــش دریایـــی خوشست
غمگـــنان را هـــر زمان در کـــنج عشــق
یاد نام دوست صحــرایی خــوشست
بــا خیال روی  معشــوق  ای عجـب
جــام زهــرآلود حلوایی خوشست
عمــرها در رنــج چون امروز و دی
بر امید بود فردایی خوشست
انوری

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

در همــه عالم وفاداری کجاســت
غم به خروارست غمخواری کجاست
درد دل چندان کـــه گنجــــد در ضمیـــر
حاصلســـت از عشــق دلداری کجاست 
گــــر به گـیتـــی نیســـت دلــــداری مـــرا
ممکـــن است از بخــت دل‌باری کـــجاست
انــدریــن ایـــام در بـــاغ وفــــا
گــر نمی‌روید گلـی خاری کـجاست
جان فـــدای یار کـــردن هســت سهل
کـــاشکی یار بســـی یـــاری کـجاست
در جهـــــان عاشقـــی بینــــــم همــــی
یـــک جهــــان بـــی‌کـــار با کـاری کجاست
انوری

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

بیــا ای جان بیا ای جان بیــا فــــریاد رس مــا را
چـو ما را یک نفس باشد نباشی یک نفــس ما را
ز عشــقت گــرچه با دردیم و در هجــرانت انـــدر غـم
ز عشــق تو نــه بس باشـــد ز هجــران تو، بس مــا را
کـــم از یک دم زدن ما را اگر در دیده خواب آید
غم عشقت بجنباند به گوش اندر جرس ما را
لبت چون چشمه‌ی نوش است و ما اندر هوس مانده
کـــه بـــر وصــل لبــت یــک روز باشد دسترس ما را
به آب چشمــــه‌ی حیـــوان حیاتـــی انــوری را ده
که اندر آتش عشقت بکشتی زین هوس ما را
انوری

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

عشق تو قضای آسمانست
وصــل تـــو بقای جـــاودانست
آسیـــب غـــم تـــو در زمـــانـــــه
دور  از تـــو  بــلای  ناگـــهانســـت
دستــــم نــــرسد همی به شادی
تـــا  پـــای  غـــم  تو  در  میانست
در  زاویه‌هــــای  چیـــن  زلفـــــت
صد خرده‌ی عشق در میانست
ایــن قاعـده گـــر چنین بماند
بنیــاد خـرابی جهانست...
انوری

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

جرمی نـــــدارم بیش از ایــن کـــز جــان وفــــادارم تـــرا
ور قصــد آزارم کنــــی هــرگــــز نیـــــازارم ترا
زین جور بر جانم کنون، دست از جفا شستی به خون
جانا چـــه خواهـــد شد فزون، آخر ز آزارم ترا
رخ گر به خون شویم همی، آب از جگر جویم همــــی
در حال خود گویم همی،یادی بود کارم ترا...
انوری

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

حسنت اندر جهان نمی‌گنجد
نامــت انـــدر دهـــان نمی‌گـنجد
راز عشـــقت نهان نخــواهد مــاند
زانکـــه در عقـــل و جان نمی‌گــنجد
با غـــم تــو چنـــان یگــــانه شـــــدم
کـــــه دل انــــــدر میـــان نمی‌گــنجـــد
آخـــــر ایــــن روزگــــــار چنــــدان مــــاند
کـــــه  دروغــــی  در  آن  نمـــی‌گــنجد...
انوری

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

آن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی
گـفت کین والی شهر ما گدایی بی‌حیاست
گـفت چـــون باشد گدا آن کز کلاهش تکمه‌ای
صد چــو ما را روزهـــا بل سالهـــا برگ و نواست
گفتــش ای مسکین غلط اینک از اینجا کـــرده‌ای
آن همــه برگ و نـــوا دانی کــــه آنـــجا از کجاست
در و مــــروارید طـــوقش اشـــک اطفـــــال منســـت
لعـــل و یاقـــوت ستامـــش خـــون ایتـــام شماست...
انوری

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

گلچین اشعار اکبر اکسیر

گلچین اشعار اکبر اکسیر

ازآجیل سفره عید 
چند پسته لال مانده است
آنها که لب گشودند؛خورده شدند
آنها که لال مانده اند ؛می شکنند 
دندانساز راست می گفت:
پسته لال ؛سکوت دندان شکن است !  اکبر اکسیر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

من تعجب می کنم 
چطور روز روشن 
دو ئیدروژن
با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند
وآب ازآب تکان نمی خورد! اکبر اکسیر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

پزشکان اصطلاحاتی دارند 
که ما نمی فهمیم
ما دردهای داریم که آنها نمی فهمند
نفهمی بد دردی است
خوش به حال دامپزشکان! اکبر اکسیر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

بهزیستی نوشته بود:
شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد
شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد
پدر یک گاو خرید
و من بزرگ شدم
اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت
جز معلم عزیز ریاضی ام
که همیشه میگفت:
گوساله ، بتمرگ!  اکبر اکسیر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

شیر مادر، بوی ادکلن می‌داد
دست پدر، بوی عرق
(گفتم بچه‌ام نمی‌فهمم)
نان، بوی نفت می‌داد
زندگی، بوی گند
(گفتم جوانم نمی‌فهمم)
حالا که بازنشسته‌ شده‌ام
هر چیز، بوی هر چیز می‌دهد، بدهد
فقط پارک، بوی گورستان
و شانه تخم مرغ، بوی کتاب ندهد! اکبر اکسیر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

با اجازه محیط زیست
دریا، دریا دکل می‌کاریم
ماهی‌ها به جهنم!
کندوها پر از قیر شده‌اند
زنبورهای کارگر به عسلویه رفته‌اند
تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند
جه سعادتی!
داریوش به پارس می‌نازید
ما به پارس جنوبی!  اکبر اکسیر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

نیروی جاذبه 
شاعران را سر به زیر کرده است
بر خلاف منج‍ّمها که هنوز سر به هوایند
تمام سیبها افتاده‌اند
و نیوتن، پشت وانت
سیب‌زمینی می‌فروشد
آهای، آقای تلسکوپ!
گشتم نبود، نگرد نیست! اکبر اکسیر

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

مثل روزنامه‌ها، اول همه را سر کار می‌گذارند
بعد آگهی استخدام می‌زنند
بچه‌های وظیفه، یا شاعر شده‌اند یا خواننده!
خدا را شکر در خانه ما، کسی بیکار نیست
یکی فرم پر می‌کند، یکی احکام می‌خواند
یکی به سرعت پیر می‌شود
و آن یکی مدام نق می‌زند:
مرده‌شور ریختت را ببرد
چرا از خرمشهر، سالم برگشتی؟ اکبر اکسیر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

تعطیلات نوروز به کجا برویم
پدر از بی‌پولی گفت و قسط‌های عقب‌مانده
مادر از سختی راه و بی‌خوابی و ملافه و حمام
ساعت شد 12 نصف شب
گفتیم برویم سر اصل مطلب
یکی گفت برویم شیراز
دیگری گفت نه‌خیر مشهد
ساعت شد 5 صبح
مادر گفت بالاخره کجا برویم
پدر گفت برویم بخوابیم!  اکبر اکسیر

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

جهان در اول دایره بود
بعد از تصادف با یک کفشدوزک
ذوزنقه شد
تا در چهار گوشه ناهمگون آن بنشینیم
و برای هم پاپوش بدوزیم!
و شانه تخم مرغ، بوی کتاب ندهد!  اکبر اکسیر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان  

من تعجب می کنم
به گزارش خبرگزاری پارس
میراث فرهنگی به وزارت نیرو پیوست
 بانک پاسارگاد- شعبه تخت جمشید
وام ازدواج می دهد
استخر,نام سابق دشت مرغان است
به همت کارشناسان داخلی
مقبره کوروش به جکوزی مجهز می شود
شعار هفته: آب آبادانی ست – نیست !  اکبر اکسیر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

رخش،گاری کشی می کند
رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد
سهراب ،ته جوب به خود پیچید
گردآفرید،از خانه زده بیرون
مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند
ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد
وای...
موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!! اکبر اکسیر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

این پارک پارکینگ می شود
این درخت ،تیر برق
این زمین چمن ، آسفالت
و من که امروز به اصطلاح شاعرم
روزی یک تکه سنگ می شوم
با لوح یادبودی بر سینه
درست،وسط همین میدان  اکبر اکسیر

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

مواظب وسایلتون باشین!
من بودم و جمشید و یک پادگان چشم قربان!
از سلمانی که برگشتیم سرباز شدیم
در تخت های دوطبقه،
خوابهای مشترک دیدیم
یک روز که من نبودم
تخت جمشید را غارت کرده بودند! اکبر اکسیر

 گلچین اشعار شاعران ایران و جهان

شب خیرات
مادر ،یک ریز
دعای باران خواند
نزدیک های صبح
رود کنار خانه پر شد
از روی پل گذشت 
یواشکی به اتاق رفت
پدر غسل ارتماسی کرد
مادر ادامه داد:
واجِب قریه اِلی ا...
و ما به خیر و خوشی یتیم شدیم!  اکبر اکسیر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

در راه کشف حقیقت
سقراط به شوکران رسید
مسیح به میخ و صلیب
ما نه اشتهای شوکران داریم
نه طاقت میخ و صلیب
پس بهتر است بجای کشف حقیقت
برگردیم و کشکمان را بسابیم!  اکبر اکسیر

گلچین اشعار شاعران ایران و جهان 

صفر را بستند 
تا ما به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زدیم! اکبر اکسیر

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
عضویت